تبليغاتX
محراب اندیشه - بی پرده با مدیریت نا به سامان صدا و سیما خون می رود به صفحه که املا کنم تو را      نامت بزرگ بود نشد جا کنم تو را ***** یاقی نیم ترحمی ای پادشاه حسن    گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را***** آب از سرم گذشته عصایی بزن به آب    یک دم بیا که حضرت موسی کنم تو را ***** در راه کعبه خرج سفر در خطر فتاد    دل می رود ز دست که پیدا کنم تو را***** خون مرا بگیر به گردن مرا بکش     تا زیر تیغ سجده اعلی کنم تو را ***** کنجی برای خلوت شبهای من بده     تا گریه ای به وسعت صحرا کنم تو را ***** بر مردگان کوی تو باید دخیل بست     یعنی قیاس کی به مسیحا کنم تو را ***** بندم بزن که چینی عمرم شکسته است     جامم نما که ساقی دلها کنم تو را ***** از روزگار خیر ندیدم بدون تو     خیرات جان خویش چو حلوا کنم تو را ***** سنگینی غمت به تغافل مرا فکند     لعنت به من اگر ز سرم وا کنم تو را

 

 

بی  پرده با مدیریت نا به سامان صدا و سیما

 فرزاد حسنی

     آن روز که نقدهای دلسوزانه دانشجویان و اساتید دانشگاهها به ابزاری برای تکمیل ویترین انتقاد پذیری آقای ضرغامی تبدیل شده بود، نیک دانستیم سخن گفتن از کاستی ها ره به جایی نخواهد برد. وقتی در رادیو جوان سخنان وحید جلیلی بارها و بارها با موزیک سانسور شد، از عمق نقد پذیری آقایان هم مطلع شدیم. آنگاه که مدیر گروه اندیشه رادیو جوان برکنار شد شصتمان خبر دار شد که دیگر نه تنها جای ما که جای اندیشه های انقلابی در صدا و سیمای سلام و صلوات نیست. و امروز که در حرکتی ارزشمند قلم زدن در این حوزه را آغاز کردیم نیک می دانیم گوش شنوایی نخواهد بود. با این وجود آنچه را که بایست اما بی پرده می نویسیم شاید به کار آید. جمله وحید جلیلی هنوز خاطرم هست که با کنایه به مجری رادیو می گفت: « ... بهترين راه اين است كه دعوت كنيم (از منتقد) و در يك چهارچوب قرارش بدهيم كه هم پُزَش را بدهيم. اداي انتقاد در بياوريم»

 

جناب آقای ضرغامی!

     صدا و سیما قرار است تریبون سخن گفتن چه کسانی باشد؟ و نظرات چه کسانی را منعکس کند؟ آیا می توان صدا و سیمایی که با نگاه مردم بیگانه است را رسانه ملی نام نهاد؟ این حرف دوستان خود شماست. مدیر گروه اجتماعی شبکه سوم سیما بعد از نمایش برنامه کوله پشتی:«حدود 80 درصد از تلفن هايي كه حين پخش برنامه به روابط عمومي مي‌شد حاوي اعتراض به قطع كردن صحبت‌هاي آقاي رادان توسط فرزاد حسني بود كه فرصت صحبت را به ايشان نداد.»

 

جناب آقای ضرغامی!

     انتظار نداریم تلویزیون چشم بر انتقاداتی که ممکن است احیانا جمعی در جامعه داشته باشند ببندند. اتفاقا طرح برخی انتقادات و پاسخ شفاف به آنها می تواند کمک کار مسئولین باشد. اما انتظار هم نداریم که حرف یک عده قلیل، حرف رسانه های بیگانه و دقیقا همان محورهایی که دشمنان بر روی آنها مانور دادند، بخش اعظم مصاحبه گستاخانه یک مجری صدا و سیما را به خود اختصاص دهد. آقای حسنی بعد از گفتگوی تلفنی با یکی از مسئولین در دومین قسمت مصاحبه با سردار رادان وقتی نقد شد، با چند جمله تلاش کرد خود را تبرئه کند و آن این بود. (نقل به مضمون) که ما حرف همه را خواهیم گفت. اگر یک نفر حرفی بگوید ما منعکس می کنیم اگر هزاران نفر هم نظری داشته باشند اینجا طرح خواهد شد. به راستی آیا نسبت مناسبی در انعکاس نظر مردم رعایت شد؟ یا این نظرات شخصی ایشان بود که برنامه را پیش می برد. اگر این برنامه منعکس کننده نظرات مردم است چرا با واکنشی در این حد از سوی خود مردم مواجه می شود؟؟؟

 

جناب آقای ضرغامی!

     شخصیت های زیادی در فضای صدا و سیما حاضر می شوند. مصاحبه های زیادی صورت می گیرد. گفتگوهای زیادی انجام می شود. اما آیا در این گفتگو ها و مصاحبه ها هرگز نباید شخصیت مسئول مملکتی مراعات شود؟ چگونه است که مجری کوله پشتی در مصاحبه با هاشمی چون یک شاگرد سخن می گوید و در پایان تصریح می کند بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست. اما تا نوبت به سایر مسئولین چون وزیر ارشاد، رئیس نیروی انتظامی و... می رسد گفتمان به یک باره زیر و رو می شود؟ آیا این دگرگونی چشمگیر دخالت سلیقه های سیاسی را در اجرای برنامه تائید نمی کند؟؟

 

مدیریت محترم صدا و سیما!ضرغامی

     رهبر معظم انقلاب در دیداری که با شما داشتند جملاتی را بر زبان آوردند که فکر می کنم شما و دوستانتان هرگز حاضر به شنیدن آن نبودید و نیستید. لااقل عملکردها از این مسئله حکایت دارند. « به شدت توجه کنید که چهره پردازی منفی و ناصالح در صدا و سیما انجام نگیرد. من گاهی دیده ام انسانهایی که هیچ ارزش ادبقی، علمی و هنری ندارند در صدا و سیما با پول مردم چهره پردازی می شوند... این الگو سازی است؛ ما چه کسی را می خواهیم الگوی این جوانها قرار بدهیم؟ این طور آدم هایی را؟» بها دادن آن هم در این ابعاد به یک مجری که روزی اداره جشنواره معلوم الحال ایران زمین اهواز را بر عهده داشته است، در رسانه ملی از چه جایگاهی برخوردار است؟ کسی که ظاهرش چندان در خور سیمای اسلامی نیست چه طور؟ در روایات آخر الزمان هست که مردان امت شبیه زنان می شوند و زنان امت شبیه مردان. شاید شما هم چون حجتیه ای ها می خواهید از این رهگذر آخر الزمان زودتر فرا برسد!!!

 

آقای ضرغامی!

     مقام معظم رهبری یک ماموریت محوری برای صدا و سیما ترسیم کردند:« ...آن ماموریت محوری عبارت است از مدیریت و هدایت فکر، فرهنگ، روحیه، اخلاق رفتاری جامعه، جهتدهی به فکر عمومی و فرهنگ عمومی، آسیب زدایی از فکر و فرهنگ و اخلاق جامعه، تشویق به پیشرفت – یعنی روحیه دادن – و زدودن احساس عقب ماندگی.» آیا به واقع چنین رویکردی در صدا و سیما دنبال می شود. رهبر انقلاب فرمودند: «همه برنامه های شما باید پیام داشته باشد ... من می بینم گاهی اوقات این فیلم های خارجی که پخش می کنند، در آنها پیام های عجیبی هست؛ پیام های فرهنگی و گاهی پیام های دینی که انسان اصلا احساس هم نمی کند.» فیلم ها و سریال های ساخت جمهوری اسلامی چقدر حرف برای گفتن دارند؟ در سریال ها و فیلم چقدر تلاش می شود تا یک مفهوم متعالی به طور غیر مستقیم برای مردم تبیین شود؟ روحیه قناعت که مطابق کلام رهبری باید تکریم می شد و روحیه مصرف گرایی و مصرف زدگی که باید نفی می شد چه طور؟ آیا رویکردهایی که ایشان یک به یک و ریز به ریز بر شمردند و متذکر شدند، عزمی برای تحققشان ایجاد شده است؟؟؟

 

جناب آقای ضرغامی!

     آیا وقت آن نرسیده است که صدا و سیما تکلیف خود را لااقل با خود روشن کند؟ آیا تاکید آقای مکارم هم جایگاهی در رویکردهای کلان سیما ندارد؟ در صدا و سیما بالواقع چقدر تلاش شده تا کار ریشه ای در این محورها انجام گیرد. صدا و سیما چقدر برای تحقق برنامه های کشور زمینه سازی و فرهنگ سازی می کند؟ گمان می کنم دیگر وقت آن باشد تا جواب خیلی از سوالات شفاف شود. اگر رسانه را ملی نامیدیم، باید نظر مردم را در آن لحاظ کنیم. نا اهلان را از رسانه ملی کنار بگذارید!


نیز از این دست:

 

 * رهبري: چرا انسانهای بی ارزش را با پول مردم در صدا و سیما چهره پردازی می کنید؟! (خبرنگار مسلمان)

حرکت وبلاگي نقد رسانه ي ملي (پله پله تا ملاقات خدا)

* صدا و سیمای ما، نظارت! نظارت! (هيهات)

* رسانه ملي نيازمند خانه تکاني است (فصل آگاهي)

* دوستانه با صدا و سیما؟! (ارمينه)

* اين سيما دانشگاه نيست (پيام دل)

* جشنوراه وبلاگی نقد صدا و سیما را یاری کنید (تاملات)

* كجراهه هاي رسانه ملي (شاهراه عدالت)

* تفاوت دين من با آقاي صداوسيما (باسيدعلي‏تافتح‏قدس‏ومكه)

* آقاي ضرغامي لطفا كات! (خط مقدم)

* نقد دانشگاه عمومی (روایتی دیگر)

* اينجا واشنگتن است؛ صدا و سيماي ايالات متحده آمريكا (منتظر)

* مسئولین رسانه ملی! ارزشی ها نگرانند (عدالت جو) 

* مشکل از ما نیست، مشکل از شماست! (دستنوشته های یک دانشجو)

* به کجا چنین شتابان ... (خمينيسم) 

* جناب ضرغامي! لطف كنيد در اين صدا وسيما را گل بگريد! (نسل بيدار)

* صدا و سیما و ده نکته (شب بو)

* صدا و سیما مثل یک سیب است (بیا که تنهای تنهاییم)

* چیزی شبیه به یک ویروس/ تاملاتی پیرامون شباهت صداوسیما با دانشگاه! (عصر موعود)

* صدا... رفت! تصوير... رفت! (دست گرم)

* سه مشکل محوری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (تاملات)

* اندر احوالات رسانه‌ي ملي (پاسخگویی)

* صدا وسیما از نظر رهبرحکیم و امام و دوستان وبلاگ نویس (دانش پژوه)

* مساله به این سادگی‌ها هم نیست! (تاربلاگ ايليا)

* صداوسیما: از نقد فرهنگی توسط سندیکای کامیونداران تا اخراج نیروهای انقلابی (توهمات يك دانشجوي بسيجي غرب‌زده!)

* این چه راهی است که صدا و سیمای ضرغامی برگزیده؟! (غرب شناسي)

* نقدهایی برای بهتر شدن صدا و سیما (صهيون پژوه)

* لاريجاني-ضرغامي؛ از پهن كردن تا تو خالي كردن  (پرسه در همين حوالي)

* مخاطب نشناسي صدا و سيما (مجاهدت)

* دانشگاه عمومي از حرف تاعمل (دوست مهربان)

* چهار مشکل جدی در رسانه ملی! (آرمانخواهي)

* ضرغامي مردي فانوس به دست (بصيرت)

* چی می کنه این ضرغامی؟! (بسيج جهاني)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 21:5  توسط محمد مهدی تهرانی  |